باشگاه های خنده یا گزاره هایی از این دست که فلان قدر خندیدن در روز عمر را افزایش می دهد و از اضطراب و تشویش می کاهد و زندگی را زیبا و شیرین می کند کارکردی از نوع مسکن خفیف یا خواب آور برای دردهای میگرنی دارد
. شکلک درآوردن دلقک برای انحراف فکر از مرض،انحراف بحث است. کشاندن فکر به بی راهه، به آن جا که تناقضات جامعه ی واقعی وجود ندارد و کارکردهای ساختار سیاسی حاکم نیز به نحوی که در عالم واقع به نابسوده ترین شکل بروز کرده، وجود ندارد. راهی که گفتارهای معنویت گرایی چون عرفان وطنی و ذن و یوگا و خوب بودن و عشق ورزیدن های جبران خلیل و قمشه ای و برنامه های لبریز از معنویت رادیو وتلویزیون نیز در آن قدم می گذارند. این گفتارها با پیش کشیدن بحث خود و وجود خود و محور قرار دادن فرد در بطن زندگی روزمره، در مرکز اتفاقات، ناملایمات زندگی وهر آن چه فرد را به اضطراب، تشویش و خشونت می کشاند به شخص وشخصیت فرد فروکاهیده، در میان بحث های کلامی،روایی بر عوامل بیرونی پرده می کشد و واقعیت کاملن موجود را در انبوه گفتارهای مضحک مدفون می سازد.الکی خندیدن در اصل فراموش کردن و بی اعتنایی به روابط درون ساختاری حاکم است.شارژ شدن برای بازگشت به کار،تن دادن به وضع موجود،وارد شدن به فرآیند تولید و کسب سرمایه،بهینه کردن سودجویی است.عرصه ای که در نهایت با تضادها و تناقض هایش الکی خندیدن را لازم می دارد.سردادن خنده و تلاش برای خوب بودن خودسازی و مهر ورزیدن و نهایتن خرم بودن شبانه سوی دیگری است از این که چرا چرخ زندگی نمی گرددو آن چه هست آن گونه که باید،نیست.سویی که هم واره در شیر و خط خندیدن به زیر می افتد.با این حال فرهنگ غیر رسمی در لایه های زیرین اجتماع راه مقابله را می یابد.فرهنگ پنهان با درونی کردن هر مولفه ی غیرخودی با شکل و شمایلی جدید و سمت و سویی تیز،عناصر فرهنگ رسمی را به سخره می گیرد.در این جا الکی خندیدن گسترش می یابد و به همه چی خندیدن بدل می شود.به همه چیز خندیدن،به همه چیز وضع موجود خندیدن که از دل اش لطیفه ها، نیش و کنایه ها بیرون می آید.در واقع در مقابل باشگاه خنده و خنده های توخالی و سرسری نود شبی وادا در آوردن مجری های ساده لوح و مه جبین ،خنده ابزاری می شود برای به هجو کشیدن شاخصه هایی که قرار بود به نوعی ذهن لطیفه پرداز را به سمتی دیگر در سرزمین گل و حوری وخنده بکشاند.شاخصه هایی که باید جدیت، قاطعیت و خشونت را به رخ بکشند به چوب هجو رانده می شوندو اقتدار نظم موجود در چارچوب ساختار کنونی با همه ی یال و کوپال اش به چالش کشانده می شوند.دیگر کسی به اداهای دلقک نمی خندد،دلقک خود هدف می شود: هدف خندیدن، همیشه خندیدن.
نوروز۸۳
نوشته شده در دوشنبه 15 فروردین1384ساعت
19:46 توسط محمدرضا جعفری| |
خاک باید آبی باشد و و خاک باید خیس و آب باید جاری باشد و آب باید مهتابی و چشم باید شوق باشد و چشم باید شور و قلب باید مهر باشد و قلب باید سرخ و دست باید گرم باشد و نگاه باید ممتد و نوروز که باید سبز باشد و زیبا و ما که باید سبز باشیم و زیبا و همیشه تا همیشه...
نوروزمان زیبا بی حصار
از سرکشی و پیام های رفیقان ممنون.
نوشته شده در دوشنبه 8 فروردین1384ساعت
21:0 توسط محمدرضا جعفری| |

