تبليغاتX
شباویز

بر یادداشت پست قبلی دوست آشنایم تذکری نوشته  که با پاسخ من یک جا می خوانیم:

 

دوست عزیز متاسفم که اینگونه به قضاوت نشسته ای. اگر شما دوم خردادی ها می گذاشتید چپ ها کمی حرف بزنند حتما توضیح می دادند که سرمایه داری فقط آمریکا نیست و باز هم می گفتیم که شما هم دموکرات نیستید.آیا سرمایه داری یک خیال است .به فلسطین نگاهی بکن.نقد (و نه طرد)بخشی از چپ را به هوگو چاوز هم بر روی این آدرس بخوان www.javvan.net
ماهرویان یک بار اصطلاح سوسیالسیم چوپانی را به کار برد و او البته یکی دو دلیل نه چندان مناسب هم آورد ولی تو بیشتر عصبانی هستی.

پژمان رحیمی

 

باز مدعیان چپ به تاکتیک دیرین خود روی می آورند؟انگ و اتهام؟ و دایره ی این انگ ها هم گسترده تر می شود: « شما دوم خردادی ها» ! نه بودن اش عیب است و نه نبودن اش .حالا که کار از کار گذشته همه سجاده آب می کشند و پز می دهند که ما... عمرا. و هرچه که بود از دامان همین دوم خرداد شما هم بال و پر گرفتید و پرواز کردید. بگذریم .

شما هم نگویید ، این  تقریبا بدیهی است  که سرمایه داری فقط در آمریکا و آمریکا نیست. روی سخن با سیاست بازان مدعی چپ است که همه چی را تقلیل داده اند به آمریکا و از این دشمن تراشی برای خود آبرو و مشروعیت کسب می کنند. نه سرمایه داری که این جمله ی چاوس که « باید کار آمریکا را یک سره کرد» یا زاده ی خیال و توهم اوست و یا زاده ی ریای سیاسی  که کار خود را ساده کرده است.این آمریکا بازی درست مثل سایر دول دوست اهرمی است برای مبارزه با محاربین و عاملان امپریالیسم و قلم به دست ها و ... که هنوز دامان دول چپ از این خون ها رنگی است.نکته مرکزی بحث من درست بر سر حقوق بشر و آزادی ها در حکومت های چپ گراست که عمدتا با دشمن تراشی ها وبا میل قدرت طلبی نادیده گرفته شده و شدیدا نقض می شود. باز هم می گویم: « سیاست بازان چپ بی عرضه گی دم و دستگاه شان در تحقق آرمان شهر موعود را به پای آمریکا نوشته اند.» نقش رهبران دول سوسیالیتی پس چه می شود؟. چه من دموکرات باشم چه شما که ادعای چپ گرایی تان گوش عالم را کر کرده است و دایره ی چپ گرایی را تنها به دور خود و چند نفر اطراف کشیده اید مسئله هم چنان باقی است و این دول و حامیان آن باید پاسخی به این انتقادها بدهند.نمی دانم حمایت از یک نظام دینی توتالیتر با کدام یک از معیارها و مولفه های چپ   « شما » هم خوانی دارد .غیر از این که تنها محملی شده برای حذف مخالفان و قدرت طلبی.

خوشبختانه بعد از دوم خرداد و به لطف دولت مهرورزی بازار شما که گرم است.تمام کتاب های مارکس و پیروان اش چاپ شده و می شوند.نقد نو هم که هست .دانشگاه تهران هم به یک مرتبه که جولان گاه نشریات دانشجویی چپ گرا شده است پس این که هنوز نتوانسته اید ما/من را در دفاع از چاوس و رویکرد دشمن مدارانه ی امپریالسم کُش قانع کنید را باید در جایی دیگر جست.در توهم چپ بودن.

 من عصبانی هستم.درست در روزی که چاوس قهرمان احمدی نژاد را به آغوش کشیده بود اکبر محمدی را هم کشتند._بماند که او به جرم حضور در 18 تیر چه از شما خواهد شنید_ و از این عصبانیت هم دست برنخواهم داشت.مبارزه دو سو دارد یکی با ناقضان آشکار حقوق بشر و دیگری با رژیم های توتالیتر چپ گرای مصلح جهانی و درست از موضع چپ گرای دموکرات باید به نقد و نظاره نشست نه با اوهام چپ .

نمی دانم کدام قسمت یادداشت قبل خاطرتان را آزرده است. اما من از جانب چاوس بزرگ از شما عذر می خواهم و طلب مغفرت می کنم.شاید با آمدن به ایران و زیارت هاله ی نور هدایت شده باشد.من تنها از غیردموکراتیک بودن آنان و اینان گفته ام .این که برآشفتن و هوار کشیدن ندارد. این نکته را دوباره می نویسم « از طریق یک سیستم غیردموکراتیک هیچ حقوقی متحقق نمی شود بل که وابسته گی به خواسته ها و منافع قدرت مندان برقرار خواهد بود.» شاید دوباره یادداشت من و پاسخ خود و واقعیات جوامع عقب مانده و احوال از ما بهتران را بررسی کنید و بی خود چوب چاوس را به سینه نزنید. او اگر طبیب است معیشت و حقوق مردم اش را تامین کند. هنوز هم بدبین ام . این که حقوق بشر در این جا و آن جا نقض می شود. و بدبین به نگرش یکسویه و اقتدارگرای چاوس و دیگر رهبران چپ. از تجربه های کره شمالی و شوروی و چین وکوبا_ این بهشت چپ _ در عرصه ی اقتصادی و سیاسی نیز خاطره ی خوبی ندارم که برای حرکت های این چنینی چاوس هورا بکشم.به استثمار طبقه ی کارگر_مانند چین_ و حکومت چهل و هفت ساله به نام سوسیالیسم هم روی خوش نشان نخواهم داد. انتقاد من به چپ تنها از این منظر مطرح شده است نه در نفی دستاوردهای جهانی و تاریخی آن.بهشت سوسیالیسم بدون حقوق بشر همان جهنم است با کولر جنرال ساخت امریکا.

نوشته شده در جمعه 13 مرداد1385ساعت 1:31 توسط محمدرضا جعفری| |

چپ دهاتی


می شد حدس زد که سران کشورهای حامی مردمان استثمار شده به ملاقات هم خواهند آمد،از در دوستی دست هم را به گرمی خواهند فشرد و برای تحقق برنامه های متعالی شان رایزنی خواهند کرد.چنان که امروز «چاوس» این یگانه مرد عرصه ی عدالت خواهی،شیر بیشه ی مبارزه با امپریالیسم جهانی برای دیدار با رفیق خود به تهران آمده است.چپ مرحله ی نهایی مبارزه ی خود را آغاز کرده است.بحران سرمایه داری به حدت خود رسیده،شرایط انقلاب مهیا شده و به مدد دستان توانای این مرد بزرگ و رفقای جان بر کف اش خیال نابودی امپریالیست بزرگ محقق خواهد شد.چپ هنوز از این توهم دست بر نداشته است.هنوز وجود خود را در این رویارویی خودخواسته می بیند.انگار بدون ساختن/داشتن این دشمن، چپ هم نخواهد بود.زندگی چپ به این تقابل بسته گی دارد. هم واره چپ از وجود سرمایه داری جهانی که اغلب ترجیح می دهد آن را به آمریکا خلاصه کند سود برده تا وجود خود را توجیه کند و به رخ بکشد.این فرصت گران بها هم واره محملی بوده است تا چپ های سیاست باز تناقضات درونی خود را بپوشانند،اشتباهات شان را کتمان کنند  و  عوارض ناکارآمدی روش هایشان را منکر شوند.سیاست بازان چپ بی عرضه گی دم و دستگاه شان در تحقق آرمان شهر موعود را به پای آمریکا نوشته اند.بلندگوهای یکه اینان یک سر یا وعده است یا ناسزا. در این جار و جنجال اجتماع این سیاست بازان ضد آمریکا که همه گی از بد حادثه مردمی هم شده اند جالب است. چاوس به ایران می آید تا دست همتای خود را در این مبارزه بگیرد.او برای یارگیری به ایرانی آمده که آن هم از قضا با شیطان بزرگ در پیکار است.اتحادی که از این نوع دیدارها و حمایت ها در می آید قرار است منجی بشریت شود.از کشور خود گذشته ،عزم دیگر کشورها کند و نسخه های جهانی بپیچد.چپ می خواهد به رسالت دیدین خود عمل کند و چه رهبری بهتر از چاوس و چه همراهی بهتر از احمدی نژاد.

قربانی فرافکنی تمام آلام بشریت به امپریالیسم/شیطان بزرگ ، البته مردمی هستند که بار کج اربابان خود را به دوش می کشند، در تحمل رنج رسیدن به بهشت کج رفتاری نکنند،آلت دست نشوند و از همه چیزِ همه چیز بگذرند و صد البته که هم نوا با دشمن جیک نزنند.در این میان است که همه چی غربی می شود: حقوق بشر،آزادی و دموکراسی. و انسان از یاد برده       می شود.موجود مفلوکی به زیست ادامه می دهد که حداقل ها را هم ندارد.چپ دهاتی آمریکا را می بیند و بس و در این راه با هر کس با هر خط و روش و پیشینه هم پیمان و دوست     می شود.نبود حداقل های حقوق بشری در کشورهای چپ ،در کوبا و در عملکرد غیردموکراتیک چپ های آمریکای جنوبی را هم به قول برخی دوستان باید حاصل تبلیغات رسانه های سرمایه داری دانست.همه چی امن و امان است اگر آمریکا بگذارد.

نتایج روی کار آمدن چپ توده گرا در آمریکای جنوبی را باید در گذر زمان و حاصل پیمان های کشورهای آن منطقه و در عمل ،در حرکت شاخص های توسعه ی انسانی آن دیاران دید. شاید واقعیت یک سر چیز دیگر شود. چپ همیشه چپ است با آرمان های بلندش نه در شاخ زدن به دشمن و نه در همکاری با کشورهای دشمن محور و توتالیتر.چپ باید این را بفهمد . مولفه های چپ دهاتی هم باید در فرصتی مناسب تبیین شود.اما هر چه هست جز این نیست: « تا زمانی که کالاها و شرایطی که حقوق بشر اجتماعی و فرهنگی را امنیت می بخشند فراهم نشوند از طریق یک سیستم غیردموکراتیک هیچ حقوقی متحقق نمی شود بل که وابسته گی به خواسته ها و منافع قدرت مندان برقرار خواهد بود.»

 « چپ زمانی چپ است که جامعه را از چشم کسانی بنگرد که از طریق « مناسبات مسلط » استثمار می شوند تحت فشار قرار می گیرند به حاشیه پرتاب می شوند و شرف انسانی شان زیر پا له می شود.دقیقا چپ از این نگاه خواسته هایش را مطرح می کند و بر علیه تمامی آن هایی که به لحاظ سیاسی نظامی و اقتصادی در قدرت قرار دارند بر می خیزد تا قدرت از آن ها گرفته شود.»

مایکل برای

نقد نو 12

 

نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 19:30 توسط محمدرضا جعفری| |