تبليغاتX
شباویز

رخداد  به عرصه ی مجازی قدم گذاشت:

فضای خالی

راه اندازی این سایت کمی زیادی طول کشید. اکنون با فضایی خالی روبه روایم، فضایی وسوسه کننده و در عین حال هولناک. هر فضای تهی ای، درست به دلیل پیوندش با آزادی و کنش خلاق، حاوی عناصری از دلهره و اضظراب است. با این همه آدمی دوست دارد فضای خالی را همچنان خالی نگه دارد.
نوشته شده در شنبه 29 مهر1385ساعت 15:49 توسط محمدرضا جعفری| |
یادداشتی از من را در وبلاگ  سوراخ تو دیوار بخوانید. 

زلال مثل تفسیر،تو در تو و همه سویه.نه سنگ های زیرین پیداست و نه احیانا ماهی هایی که می لغزند.صاف و ساده،رک و پوست کنده،صریح.از تمام آن چه که هستند هیچ چیز در نمی آید و چون چیزی در نمی آید باید چیزی باشد آن قدر زلال که تاویل پذیر نیست.به هیچ جایی زمانی ...

نوشته شده در سه شنبه 11 مهر1385ساعت 9:11 توسط محمدرضا جعفری| |

سلام امروز اول ماه مهر است و هنوز نیامده ای.پس کجایی کجا که می باید پیدایت کنم و آن وقت بفهمم که هنوز مثل همیشه دیر است و دیر برای کشیدن یک سیگار مثلا و خوردن چیزی و بعد باز فهمیدن یک نکته یک نکته که امروز مثل چند سال گذشته اول مهر است و اول مهر روزی است مثل دیگر روزهای این چند سال که گذشته است و گذشتن اش مثل بودن اش یک جورهایی ناجور بوده است.همین.امروز روز اول ماه مهر یا اولین روزی است که چند سال پیش شروع شد و هنوز هم آن چنان با قدرت ادامه دارد که انگار تقویم را با خودش پرکرده اند و گفته اند که بماند و او هم نیامده و دیر کرده و من حالا نشسته ام و فکر می کنم به روزهای این چند سال و این که « این لکنته چقدر تند » واقعا نمی رود...

نوشته شده در شنبه 1 مهر1385ساعت 10:52 توسط محمدرضا جعفری| |