نوروز بی نوروز
خنده و جشن های مردمی گستاخی ِ ابداع را برمی انگیزد،به رهایی از دیدگاه مسلط در باب جهان،به رهایی از همه ی رسوم جاری،تمام چیزهای مبتذل،عادی و پذیرفته ی همگان یاری می رسند و سرانجام امکان می دهد که نگاهی تازه به جهان بیفکنیم و دریابیم که هر آن چه وجود داردتا چه حد نسبی است و یک نظم جهانی سراپا متفاوت امکان پذیر است. « میخاییل باختین »
1- سال تحویل می شود می رود به پی کارش تا نشان اش را تنها در تقویم و تاریخ بشود جست و از خاطرات و مخاطرات اش یاد کرد و گفت : چه سالی ، چه سالی بی مانند . و گویی همه ی سال ها چنان بی مانند اند و چنان یکه که هر یک در کنار هم نشستن و تکمیل هم روزگاری را رقم می زنند و احوالاتی را و می شوند زندگی.
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت
10:5 توسط محمدرضا جعفری| |
