برای اعدامی های کوچک
مرگ حلقه تنگ می کند
بر گلو
قد می کشد تا طناب
آرام می شود بر چارپایه ای مضطرب
و قرص هایش را به موقع می خورد
وقت اش رسیده است
از درخت میوه بچیند
وقت اش رسیده است
بند کفش اش را ببندد
یاد گرفته است ساعت را
و حالا که یاد گرفته است
می داند وقت اش رسیده است
- وقت اش رسیده است
وقت اش رسیده است
پس دمپایی اش را می پوشد
ساعت دوباره کوک می شود
کوک ِ کوک
این شعر و دو شعر دیگر را در مجله ادبی پیاده رو بخوانید.
و دو شعر در نشریه ادبی گاف.
اتاق شب - عکس های شباویز
نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت
0:30 توسط محمدرضا جعفری| |
